به صاحب صدق هر جا احترامی
به صاحب صدق هر جا احترامی میان خلقی چه بارز یا عوامیبه نیرو قدرت ایمان هر کسی را مراتب علم را حرمت چو نامی
هر که امری را کند کتمان دلا / بین خلقی امر ما را فاش لا / در میان خلق ارجمندی او بیان / سربلندی نام اویی برملا
به صاحب صدق هر جا احترامی میان خلقی چه بارز یا عوامیبه نیرو قدرت ایمان هر کسی را مراتب علم را حرمت چو نامی
به شمشیری صداقت در زمینی خدا را یاد کن شادی ببینیبه هر یک کائناتی خوب بنگر ببینی کائناتی حمد گویی
توانایی آن داری که احصا چه نعمت بی کران بخشیده ما راخدایی لم یلد یولد خدایی به زیبایی جهان را خلق هر جا
برون از خواب غفلت ای دل آرام به آرامی رها از هر چه آلامحوادث گر چه تقدیرات جانا رها از دام کی دوری ز ایام
گر به سختی از گران خوابی دلا کمتر افرادی به بیداری نماای رها از خاک با افلاکیان بس سعادت راه پیدا بر سما
بار تکلیف استقامت را دلا خالقی بخشید بر انسان هاگر بشر را آزمون هر لحظه ای لحظه ایامی به هر نوعی بلا
آب حیاتی را بخوردی نوش جان نوش دارویی برایت ارمغانزنده جاویدی به خاطر زندگی راه ها طی تا رها از هر جهان
ببینی سایه مهری را نمایان که همچون توده ابری سایه ای هانبدان برگشت هر اسمی به اسما بسان یک قطره از دریای جوشان
چنین تقریر شد جانا که ایمان به تقوا اتکا هر جا نمایانخوشا انسان پذیرش آن صراطی به دور از منحرف راهی به هر آن
نهایت راه ها ختمی بر او هان از اویی سمت اویی سیر هر آنگذر ایام را طی فارغ از جسم ز دنیایی رها دوری ز خویشان
کن نگاهی کج کمانی را دلا استقامت کج کمانی ایستاتیر را جایی کند پرتاب هان تحت فرمان با هدفمندی نما
از میان راهی یکی را انتخاب ابتدا تا انتها ره یک چه ناببرگزین راهی که مقصد شد یکی راه ختمی مرتبت را سعی یاب
منحرف از راه را برگشت لا همچو آبی جوی را فهمی دلاباطنی داری به پاکی آسمان او هدایتگر بشر را هر کجا
برگزین از بین بی حد راه ها آن صراطی را گشا رویت دلایک صراطی را که راهی مستقیم ابتدا تا انتها ره فرق لا
از زبانم واژه ها جاری دلا فی البداهت تحت فرمان گوئیااین چه توفیقی ادایی دین را شکر یزدانی خدایی را ثنا
نکو فرجام از آن کسی هان تقرب را بجوید تحت فرمانبه تقوا توشه ای چون راه پیما هم او باشد سعادتمند هر آن
اشتیاقی لذّت آور را ببین هر وجودی در مسیری سیر همینابتدا تا انتها ره چون یکی مستقیمی راه را طی لا غمین
نه تنها سلیمان تمامی نبی به سنجش خدایی هدایت همیبه ابلاغ هر یک نبی جان من بشر رهنمون سمت خالق نُبی
با مع الله صبر رؤیت آن عذاب عاذبی بینی درون آتش مذابدر درون آتش مذابی عاذبی پیشه صبری با مع الله ای جناب
صبر فی الله آن که در راه خدا رؤیتی آزار از خلقی دلاکظم غیظی اختیاری گر چه سخت با صبوری طی آن ایام را
به خوبی صبر را دریاب هر جا چو ایوبی تحمل هر بلا راچنان صبری کنی صبری جمیلی چنان صبری شکایت از کسی لا
چو ایوبی صبوری کی توانی بلا حادث حوادث لحظه آنیشکایت از کسی لا گر بلایی تحمل صبر باید هر زمانی
علم ما محدود باشد ای عزیز با همین علم از حوادث ها گریزچون یقین حاصل بکردی ای رها دور از شیطان نفسی اشک ریز
گاه معنا با دو لفظی برملا گر چه لفظی با دگر لفظی نمابا یکی معنا دو لفظی روبرو وحدتی ما بین شان باشد دلا