مناجات
تو خالق کریمی و دریای بیکرانقاموس را چه گنجد از این قطره روانمن بنده ضعیفم و مخلوق تو منمعقلم بدادی و که شناسم تو را به جانخالق تویی و جمله جهان آفرین تویکتا تویی و ...
هر که امری را کند کتمان دلا / بین خلقی امر ما را فاش لا / در میان خلق ارجمندی او بیان / سربلندی نام اویی برملا
تو خالق کریمی و دریای بیکرانقاموس را چه گنجد از این قطره روانمن بنده ضعیفم و مخلوق تو منمعقلم بدادی و که شناسم تو را به جانخالق تویی و جمله جهان آفرین تویکتا تویی و ...
ا کتاب است آیین فرزانگان که تا می توانی بخوان ای فلان چو فردا بپرسند از تو سؤال نگویی که فرصت نشد وقت دان 2عاشق شدم ای دوست خدا عاشق من عذرا شدم ای دوست خدا وامق من از هر...
1 وقتی که سر صحبت دل باز گشودی گفتم چه کنم سنگ به سر ناله فزودی2سر به سرم گذاشتی داغ دلم بکاشتی سر به دو راهه بردِیَم یکّه مرا گذاشتی3عقل ...