به ابراهیم ادهم خلق گفتند
چه علّت لا مصاحب با تنی چند
جوابی داد منطق حکمفرما
کنم گر گفتگو با پست ترین ها
به جهلش می دهد آزار من را
چه بهتر دور باشم من از آن ها
اگر با مثل خود هم صحبتی ها
حسد ورزندشان هر یک از آن ها
مصاحب گر ز خود برتر عزیزان
چنان فخری کنندشان کبر ورزان
چنین دیدم سکوتی اختیاری
بریدم از میان خلقی فراری
گرفتم اُنس با فردی که جانا
به دور از خوف و حزنی وصل او را
چنین دیدم شناسایی جهان را
چنین فهمی بشد خلوت چه زیبا