در نزد من ای عشق آیینه شماری
در روح من ای عشق گنجینه نگاری
در سلسله دوست اوهام نمودی
در منزل هستی مه نام ربودی
آرامش دل بود آن پیر جماران
از عرش گذر کرد دیدار به یاران
هر دیده که خود دید دریای سخا رفت
دنیا به تماشا معشوقه لقا رفت
آن دوست که ما را هم رهبر و دین بود
از مرجع خود رفت آن جا که قرین بود
مردان الهی در پرده گیتی
تصویر نمودند رستند ز هستی
آری چه بهین بود معشوقه عالم
عکس رخ دل را تصویر نمایم
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده