جز او خالقی زنده پاینده لا
رحیمی و رحمان ثنایی تو را
تویی ارجمند کبریا ای خدا
به سویت انابت پذیرا مرا
گدا روزگارم منم بی نوا
پریشان دلم کن نظر ای خدا
نگاهی به اعمال دیدم زیان
امیدم شدی ای مرا مهربان
نه سودی حیاتی شود بعد مرگ
نه اعمال باری شود توشه برگ
ز نفسی که سیری ندارد خدا
پناهی برم بر تو ای ربنا
دلی که نه خاشع نه ترس از خدا
مزین به دانش نه سودی دلا
نمازی که خوانم نه بالا مرا
چه علت نشد استجابت دعا
بخواهم که آسان کنی کارها
فراخی روزی به ما ای خدا
که روزی ز جانب تو باشد خدا
چه نعمت فراوان تو دادی به ما
تو را حمد گوییم ما لحظه ها
به سویت انابت پذیرا خدا