در بزم آن پری رخ بلبل به نغمه آمد
گفتا خموشی دل ما را به سجده آورد
در گوشه چمن بین عشاق و جذبه دل
از هجر خود برون آ ما را به وصل خواهد
آب حیات شاید یک جرعه ای مرا شد
دیدم ظلام ظلمت مه روی خلقت آید
جلوه گر طبیعت سازنده شریعت
شادی به خلقت آرد غم را ز دل زداید
قمری به رقص آید خواند دو بیت ناری
شادی به سبزه آید والی غزل سراید