تبلیغات در ارم بلاگ

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» دوای درد هشیاری بود ای مرد فرزانه

دوای درد هشیاری بود ای مرد فرزانه

 

خموش ای عاقل دانا چه می گویی ز ناگاهی

 تو گویی هست در قلبت صفای نور گمراهی

 

چنان نی ای عزیز عاشق بیهوش دلجویی

 که هر لحظه تبسّم می زند آن یار دلخواهی

 

غمی را نیست در پی شادی دلجوی را دریاب

 که عاشق بی هنر باشد نمی پرسم تو چون ماهی

 

چو یوسف در شب زندان و یعقوبم عزیز جان

 سراغ از من نمی گیرد که در دل درد جانکاهی

 

دوای درد هشیاری بود ای مرد فرزانه

به دانش آورم رویی ببینم نیست یک راهی

 

گرفتار حوادث گشتم و گویم تو را ای دل

حذر از باد کن جانا که هستی چون پر کاهی

 

رفیق کهربایی گر تو را باشد سوی مجنون

نوای عشق را از عمق دل کن آتشین آهی

 

اگر سنگ سراشیبی شوی یا اشک ریزانی

قضا حکمی کند یارا ، برد دل را گذرگاهی

 

به حیرانی خار و سنگ مهجوری نبندی دل

که چون فواره باشی اوج گیری در ته چاهی

 

به روز و شب نبندی دل که فوق علم هست حاصل

حصول دل مهیا کن که داری عمر کوتاهی

 

ولی آگاه باشی با قلم گفتی حقایق را

بنازم ناز چشمت را که در دنیا تو آگاهی


بازدید سایت خود را میلیونی کنید
فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  ساخت وبلاگ   |   مودم اینترنت   |   ساخت وبلاگ حقوقی   |   خرید آنتی ویروس   |   Telegram SMM Panel  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌ ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌ مشاهده