چه توفیق باشد ز دریای علم
کمی سهم بردم که گویای علم
که اندک علومی مرا آ رزو
ز ایام خُردی ببود ای نکو
چنین فهم شد هر چه خواهی عمل
چو کردی به گنجی رسیدی امل
تو را دانشی داد جانا قبول
کشی نظم آیات قرآن رسول
زبانی چه شیوا مفاهیم آن
به نظمی فعولن در آمد بیان
چه تعریف باشد بخوانی عیان
علومی بخوانی کلامی بیان
ز خالق خدایی بسی مهربان
به نظمی در آمد علومی بخوان
تو را گنج دنیا و اُخری شود
که صاحب عمل را چه اولی شود
نه رنجی به گنجی تو را رهنمون
که هر لحظه خوانی علومت فزون
که سرمایه جاوید باشد تو را
به هر جا که بودی و هستی ثنا
چه غم جان من برده ای گنج خویش
طعامی به خواندن بگیری چه بیش
مفاهیم قرآن والی بخوان
هدایت شود هر که خواند بدان
خدایا چه گویم به ایما نظر
مفاهیم قرآن به خواندن ثمر
که هر بیت شد ذکر رحمان دلا
به نجوای دل در ترنم ثنا
ولی را به هر آیه ای از قرآن
ز دنیا به اُخری کشان مهربان