ای روح بینم تا ابد در کالبد دارم تو را
در عشق سرمست احد همواره من خواهم تو را
تو با منی من با تو ام عشق منی عشق تو ام
در سینه دارم یاد تو همراه من دانم تو را
دایم به جان و جسم من انوار بخشند ز آسمان
کروبیان بیند مرا من مست مستانم تو را
تو قبله گاه من شدی من حاجی ام در این مکان
در این مکان و هر مکان در سجده باشم من تو را
ای دولت جسم ولی بیرون بریزی دُرِّ کان
تا بر تو و دیگر کسان من راه بنمودم تو را
مقصود جان ها تو شدی جان می کند پروازها
ای والی ملک بقا در فقر فانی ام تو را