مولوی هایی کجایند این زمان
شمس جانی شمس جانی شمس جان مولوی هایی کجایند این زمانسمت شمسی سیر هر جایی دلا شمس را پیدا که با او گفتمان
هر که امری را کند کتمان دلا / بین خلقی امر ما را فاش لا / در میان خلق ارجمندی او بیان / سربلندی نام اویی برملا
شمس جانی شمس جانی شمس جان مولوی هایی کجایند این زمانسمت شمسی سیر هر جایی دلا شمس را پیدا که با او گفتمان
همچو ماهی در فضایی آسمان سیر می کردم به دور شمس جانبا زمین ناهید گاهی مشتری با دگر سیّاره ها سیری همان
بس شکم خالی جهانی را دلا سیر سازد با عنایت ربنادوره ایامی به شادی ها گذر دور از غم مردمانی با صفا
التیامی زخم دیرین کهنه را آن چنان اصلاح صلحی برملاایمنی در هر کجایی برقرار با یداللهی چو موسی با عصا
جانشین هر ولی باشد ولی جانشین موسی بشد مؤلا علیاو امامی هشتمین باشد دلا شمس دین خورشید عالم منجلی
دوره ایامی به یاد آور دلا نطفه ای بودی درون بطنی شناکودکی را طی کردی خردسال با کهنسالی تسلسل دوره را
عبد صالح هر یکی از اولیا بین خلقی اولیایی رهنمایاد آور اولیایی کالنجوم نورشان از ماه و مهری در خفا
هدیه لوحی از خدا جانب رسول مصحفی فرضی چو مکتوبی قبولنام معصومین به رویش بود حک آسمانی لوح سبزین ید بتول
هر یک از آیات قرآنی دلا هر بشر را رهنما ای آشناما که از اویی به جانب او روان همچو نوری سایه هایی جا به جا