بشر را آزمونی سلطنت بر نفس خود گویا ؛ که همچون والدین آموزگاری چون پدر ثانی
کدامین بید لرزانی اسیر نفس طوفانی تعدی تا به این حدی ز علم آموز ارزانیتمدن علم خود گویا لباسی عاریت زیبا به زیبایی نگر دانا برون از نفس شیطانیریاحین بوته گل ها را دهی ...
هر که امری را کند کتمان دلا / بین خلقی امر ما را فاش لا / در میان خلق ارجمندی او بیان / سربلندی نام اویی برملا
کدامین بید لرزانی اسیر نفس طوفانی تعدی تا به این حدی ز علم آموز ارزانیتمدن علم خود گویا لباسی عاریت زیبا به زیبایی نگر دانا برون از نفس شیطانیریاحین بوته گل ها را دهی ...