بخاطر خورد آن یک لقمه نانی
چنین راوی که والد بایزیدی چهل شب دور از همسر ببودیبخاطر خورد آن یک لقمه نانی که در منزل پدر خوردش به خوانیبه مادر خود بگفتش بایزیدی قسم یاد از خدا کردش به روزیبه من گو...
هر که امری را کند کتمان دلا / بین خلقی امر ما را فاش لا / در میان خلق ارجمندی او بیان / سربلندی نام اویی برملا
چنین راوی که والد بایزیدی چهل شب دور از همسر ببودیبخاطر خورد آن یک لقمه نانی که در منزل پدر خوردش به خوانیبه مادر خود بگفتش بایزیدی قسم یاد از خدا کردش به روزیبه من گو...
چو خیامی کنی اندیشه جانا زبانزد در میان خلقی چو او ماکه مابین اجتماعی هر بشر هان به ظرف اندیشه ادراکی نمایانچو دانته گوته ای هومر که خیام به دانایی زبانزد در میان عام...
به بی مهری مردان روزگاری حکومت پیشگان را اعتراضیبه ثبت تاریخ دورانی که محکوم همین افراد تاریخی چه مظلومسخن از شاعری صحبت که نامی همان صاحب سخن سنجی حماسیهمان شخصی که...
سخای بحر ببین کیسه های خالی را به جود پر کندش نیست منتی جانادلت غنی به نگاهی که چشم را درویش خوش آن دلی که به ایمان روان خود احیا